بانوی تابستان

موجودی: موجود در انبار

8,000 تومان

تعداد:

مجموعه بانوی تابستان کتاب شعرهای نیمایی منیرخوانساری موسوی است که توسط نشر نزدیکتر به چاپ رسیده است.

یکی از اشعار این مجموعه را با هم می‌خوانیم:

قطره روزی گفت با ابر سفید:

در میان قطره‌ها من برترم

جای من اینجا که نیست

می‌روم جایی که باشد لایقم

می‌روم تا راه دور

می‌روم تا آن افق ها تا به نور

می‌روم دریا شوم با شوق و شور

رفت و رفت

رفت تا رود خروشان سفید

پر نشاط و پر امید

قطرها گفتند با هم یک صدا

همره ما شو  تو هم  با ما بیا

سوی دریا می‌رویم

یک صدا با ما شو و حالا بیا

قطره با کبر و غروری پر فریب

رفت و رفت

رفت تا دریاچه‌ای از دور دید

قطره‌ها گفتند :

های ای قطره جان

سوی دریا می‌رویم، این را بدان

همره ما شو که تنها نیستی

سوی دریا رو که دریا نیستی

قطره با تندی گذشت و زود رفت

از دل صحرا و کوه و دشت و ما

خود به تنهایی گذشت

رفت و رفت

رفت تا از دور دریا را که دید

گفت با کبر و غرور:

آن که کوچک‌تر ز ماست

این منم، دریای آبی، بی‌کران

برتر و بالاترم این را بدان

موج بالا آمد و فریاد زد

این منم دریا، بدان ای بی‌خرد

قطره ای یک جا که باشد بی صدا

می شوند دریا ولی بی ادعا

پس بیا با ما که دریا می‌شویم

بی‌کران، بی‌ادعا، ما می‌شویم

 

در حال بارگذاری ...
×